اعلام انحلال دایره پیشبرد مبارزت مستقل ناشهروندان

تاریخچه

 

از شروع اعتراضات ناشهروندان(پناهجویان) در شهر ورتسبورگ بیش از سه ماه می گذشت که در اواخر ماه جون سال ۲۰۱۲، جلسه ای به دعوت چادر ورتسبورگ ترتیب داده شد. هدف این جلسه بررسی بالقوگی های موجود در شهرهای و کمپ های مختلف استان بایرن و ایجاد ساختاری برای گسترش اعتراضات در شهرهای مختلف بود. جلسه با مشارکت ناشهروندان(پناهجویان) چادر ورتسبورگ (که همچنان با لب های دوخته در اعتصاب غذای تر به سر می بردند) به همراه ناشهروندان(پناهجویان) منفرد از کمپ های مختلف بایرن آغاز شد. یکی از طرح های پشنهادی در جلسه، به منظور گسترش اعتراضات در شهر های مختلف، طرح اعتراض چادری بود. این طرح پس از بررسی های بسیار، مورد توافق جمع حاضر در جلسه قرار گرفت و بنا شد، ازدیاد چادرهای اعتراضی، قدم بعدی اعتراض مستقل ناشهروندان باشد. موضوع دوم جلسه، ایجاد ساختار ارتباطی میان چادرهای اعتراضی بود تا چادر ها ضمن حفظ استقلال در تصمیم گیری بتوانند حداقلی از هماهنگی و ارتباط را با دیگر چادرهای اعتراضی داشته باشند. ایجاد «شورای هماهنگی اعتصابات پناهجویان در آلمان» بعنوان راهکاری برای ایجاد چنین پیوندی بود. شورا - متشکل از یک عضو از هر چادر- موظف بود که با تنظیم جلسات منظم (حضوری، تلفنی و یا اسکایپی) مسئولیت ایجاد این پیوند را بر عهده گیرد. همچنین شورا بستری برای ۱- بروز کردن چادرهای دیگر از امورات و مشکلات مختص هر چادر( به منظور رفع کلکتیو آن مسئله و پشتیبانی از یکدیگر) ۲- بحث بر سر مواضع جمعی چادرها ۳- تدقیق دورنمای سیاسی و ۴- بررسی گام ها آتی اعتراضات بعنوان یک واحد اعتصابی محسوب می شد. این جلسه در حالی صورت می گرفت که چادر ورتسبورگ در خیابان بود، و بنا بود در ده روز اول ماه جولای، چهار چادر اعتصابی رگنزبورگ، دوسلدورف، بامبرگ و آوب به خیابان بیاید. بنابراین اولین جلسات شورا با ۵ عضو از ۵ چادر، در اواسط جولای برگزار شد. طی این جلسات که به دلیل فواصل جغرفایایی عموما با تلفن کنفرانس و یا اسکایپی تشکیل می شد، دو برنامه بعنوان قدمهای کوتاه مدت و بلند مدت برنامه ریزی شد؛ ۱- اعتصاب غذای تر سه روزه چادر دوسلدورف و رگنزبورگ در همبستگی با اعتصاب غذای تر چادر آوب در تاریخ ۱۶ جولای و ۲- تظاهرات همزمان در پنج شهر در تاریخ ۲۸ جولای بعنوان برنامه های کوتاه مدت، و« پیاده روی به سمت برلین» بعنوان گام بلند مدت، با موافقت هر ۵ چادر اعتراضی در دستور کار قرار گرفت. گفتنی است که چادر ناشهروندان در نورنبرگ و پاسائو، و همچنین چادر حمایتی شهروندان در برلین، در حالی در ماه آگوست برپا شدند، که «پیاده روی به سمت برلین» در دو مسیر پیاده و سواره بعنوان گام بعدی به تصویب شورا رسیده بود. به هر ترتیب« پیاده روی به سمت برلین» طرح شورای هماهنگی بود که با مدیریت شورا و مشارکت افراد/گروه های مستقل و سازمان های غیر دولتی در ۸ سپتامبر ۲۰۱۲ عملیاتی شد (که مواضع، بیانیه ها و گفتمان سیاسی شورا در آن زمان را می توان در اینجا جستجو کرد). پیاده روی به سمت برلین در دو مسیر، پس از ۲۸ روز وارد برلین شد و با حضور بیش از ۸۶ پناهجو معترض در برلین، شورا برای ایجاد ساختاری جدید متشکل از ناشهروندان، تصمیم به انحلال خود گرفت.اما مناقشات سیاسی میان ناشهروندان و بخشی از شهروندان در برلین، که اسقلال فکری و حق تصمیم گیری ناشهروندان را به مخاطره انداخته بود، مجال شکل گیری ساختار جدید و انتقال تجربیات و اطلاعات توسط شورا را از جنبش ناشهروندان دریغ کرد. نهایتا ۲۲ ناشهروند (که همه اعضای شورای هماهنگی هم در میان آنها بودند) برای حفظ استقلال خود، اعتصاب غذای براندربورگاتور-برلین را سازماندهی کردند که در نهمین روز اعتصاب غذا، دولت با برپایی مذاکره ای فرمایشی موفق شد اعتصاب غذا را با حداقلی از دستاورد به شکست بکشاند. پس از شکست اعتصاب غذا بود که اعضای شورای منحل شده، بار دیگر گرد هم آمدند تا با بررسی روند طی شده، برای گام ها بعدی اعتراض خود را سازمان دهند. در همین راستا به تحلیل مبارزات ناشهروندان در آلمان، و کشور های مختلف (با سفر به هلند، اتریش، فرانسه و بلژیک) و پشت سر گذاشتن یک پروسه مطالعاتی جمعی، به تحلیلی نوین درباره جایگاه «پناهجو» و مبارزات پناهجویی در جوامع مدرن (۱) رسیدند .تحلیلی که به نقد برداشت یکسویه فعالین حوزه ناشهروندان (پناهجویان) پرداخت و سعی داشت مبارزه ناشهروندان را، از یک مبارزه صرف بر علیه تبعیض نژادی و ملی فراتر ببرد و به سهم خود، به ریشه های چنین تبعیضاتی بپردازد. در همین راستا دایره پیشبرد مبارزات مستقل ناشهروندان شکل گرفت و در اولین گام، کنگره ناشهروندان (پناهجویان) را در تاریخ ۱ تا۳ مارس ۲۰۱۳ در شهر مونیخ، با پشتیبانی فعالین و گروه های مستقل سازماندهی کرد. در این کنگره، تاریخ شفاهی مبارزات آغاز شده از ۱۹ مارس ۲۰۱۲ ارائه گشت، تحلیل دایره پیشبرد حول موضوع مبارزات پناهجویان (ترم ناشهروندی) به مخاطبان معرفی شد، به منظورایجاد پیوند میان مبارزات ناشهروندان در جغرافیاهای مختلف پلنی با نام «مبارزه مشترک» برگزار شد و در آخرین قسمت، نشست ناشهروندان برای ایجاد ساختار و برنامه ریزی مستقل به منظور پیشبرد مبارزه برنامه آخر کنگره بود. پس از کنگره، دایره در یک تور دو ماه، با احداث چادر در ۹ شهر بایرن، به منظور ایجاد شبکه مستقل ناشهروندان، به سهم خود در سازماندهی اعتصاب غذای ناشهروندان در ریندرمارکت مونیخ، نقش ایفا کرد

 

انحلال دایره پیشبرد مبارزات مستقل ناشهروندان

بی شک مرور تیتر وار پانزده ماه فعالیت در حوزه مبارزات ناشهروندان (که جزئیات آن را می توان در این سایت ورق زد)، نمی تواند فراز و فرودهای این پانزده ماه را بازگو کند. تاریخچه فعالیت دایره پیشبرد (که شورای هماهنگی سابق را در دل خود می گنجاند) هرچه هست، با تمام دستاوردها و کاستی هایش، با همه همراهی ها و تنهایی هایش، با همه فشارهای بیرونی و درونی اش، حاصل کار گروهی انسان هایی است که همه تلاش شان معطوف به بازگرداندن «امکان» به فضای رخوت زده سیاسی آلمان، در حوزه پناهجویی بود. کسانی که باور داشتند کتاب ها به خودی خود معجزه نمی کنند و باید آنچه آموخته اند را در عمل بیازمایند تا بل دانش را به آگاهی تبدیل کرده و از پی آن، تغییری ملموس درشرایط زندگی ناشهروندان به سهم خود پدید آورند.

 

اما

امروز، پس از ۱۵ ماه مبارزه، اعضای دایره پیشبرد – به استثنا یک عضو- جایگاه اجتماعی شان در ساختار عمودی جامعه سرمایه داری، از جایگاه ناشهروندی (پناهجویی) به جایگاهی -هر چند متزلزل اما- امن تر مرتفع شده است. این تغییر در جایگاه اجتماعی اکثریت دایره از طرفی، و از طرفی دیگر نگاه ما به مبارزه مستقل ناشهروندان، منجر به انحلال «دایره پیشبرد مبارزات مستقل ناشهروندان» شد. چرا که باور داریم سوژه ی تحت ستم با بازپسگیری صدای سرکوب شده اش ، با برخورداری از استقلال کامل در پروسه تصمیم گیری، و با دریدن انزوا و حاشیه نشینی به واسطه حضورش در عرصه عمومی، همان توانبخشی که تا کنون در انحصار صدها فرد، گروه و سازمان دولتی و غیر دولتی شده است را از آن خود می کند، تا نظم مرگ بار این« وضعیت موجود» را برهم زند .

بی شک نه مبارزات ناشهروندان به نقطه پایانی خود رسیده است و نه فعالیت اعضای دایره پیشبرد. باور داریم که مبارزه مستقل ناشهروندان ادامه پیدا خواهد کرد و ما نیز در همبستگی با آن، با تغییر جایگاه اجتماعی مان، می بایست که بتوانیم سوژگی مان را در مقاطع هم پیوند با جایگاه اجتماعی مان جستجو کنیم.

 

دایره پیشبرد مرد! زنده باد دایره پیشبرد

 

 
دایره پیشبرد مبارزات مستقل ناشهروندان

امید مرادیان
محمد کلالی
اشکان خراسانی
آرش دوست حسین
هومر هدایت زاده

NEW Website

Alle Informationen über die beiden Protestmärsche erhalten Sie ab sofort über die neue, laufend aktualisierte Internetseite:

Refugee Struggle For Freedom

 

All information on the two protest marches are published continously on the new website:

Refugee Struggle For Freedom

ناشهروندان اعتصابی در ریندرمارکت- آنالیز و دورنما

مقدمه:
۲۲جون ۲۰۱۳، تظاهرات ناشهروندان(پناهجویان) را از کارپلاتز شهر مونیخ آغاز کردیم. اما در میانه راه، در ریندرمارکت بعنوان یکی از توقف ها، ۸۶ نفرمان با تصمیمی جمعی بر روی زمین نشستیم و طی اولین بیانیه خود اعلام کردیم که برای دریافت جواب قبولی پناهندگی مان، وارد اعتصاب غذای تر(فقط آب) شده ایم و به دولت آلمان برای تحقق این مطالبه، سه روز فرصت دادیم. پس از گذشت سه روز و عدم دریافت هیچ واکنشی از سوی دولت، طی جلسات درونی با تکیه بر خرد جمعی مان، تصمیم به برداشتن گامی دیگر برای دستیابی به حقوق برابر با دیگر انسان ها گرفتیم؛ طی نشست مطبوعاتی در روز سه شنبه ۲۵ جون اعلام کردیم که وارد اعتصاب غذای خشک (بدون آب و غذا) شده و در این میان، مسئولیت هر حادثه ای متوجه سیاست مداران و قانون گذاران دولت آلمان می باشد. پس از یک روز، اولین واکنش از سوی دولت بایرن، مذاکره ای میان ما اعتصابیون و دولت بود که در روز چهارشنبه، بی هیچ دستاوردی به شکست انجامید تا اعتصاب غذای خشکمان را برای رسیدن به حقوق برابر ادامه دهیم. در روز شنبه ۲۹ جون، که مصادف با هشتمین روز اعتصاب غذا و پنجمین روز اعتصاب غذای خشک مان می شد، دومین مذاکره با دولت در حالی شکست خورد که اینبار رویکرد دولت اسف بار تر از مذاکره قبلی بود. سرانجام در سحرگاه یکشنبه، ساعت چهار و نیم بامداد، توسط بیش از ۳۰۰ پلیس ضد شورش، سرکوب شده و روانه زندان و یا بیمارستان شدیم.

آنچه در ۹ روز ریندرمارکت گذشت، به اشکال و ادبیات مختلف، از منظر های متفاوت، در رسانه ها و محافل سیاسی تفسیر شده و می شود. حال ما بعنوان سوژه های مبارزه ناشهروندان(پناهجویان) و فاعلین سرکوب شده این حرکت اعتراضی، به منظور شفاف سازی نقاط ناگفته، این حرکت را از دید و جایگاه خود به بوته تحلیل می گذاریم.

 

ریندرمارکت حاصل چه بود؟

هرگونه تحلیلی که یک رخداد را خارج از بستر تاریخی و عوامل بوجود آورنده اش مورد بازبینی قرار دهد، تحلیلی ناقص و نارسا خواهد بود. آنچه در ریندرمارکت اتفاق افتاد نیز از این قاعده مستثنا نیست. ریندرمارکت حاصل تجربه زیسته فرد فرد ما در جغرافیای مبدا، اندوخته هایمان از فراز نشیب های اعتراضات ناشهروندی(پناهجویی) یک سال و نیم اخیر، آگاهی و خرد جمعی، و از همه مهمتر شرایط زندگی مان تحت قوانین خارجی ستیز دولت آلمان و جایگاه مشترک ما ناشهروندان(پناهجویان) در برابر این قوانین غیر انسانی است.

۱۹مارس ۲۰۱۲، ۱۰ پناهجو با ۱۰ مطالبه مشخص، در چادر اعتراضی در شهر ورتسبورگ اعتصاب غذای خود را برای تغییر شرایط حاکم بر زندگی شان آغاز کردند. پس از ۱۷ روز در طی مذاکره ای با هیئتی از دولت، در پی وعده های طرف دولتی، اعتصاب غذای خود را شکسته و به تحصن در خیابان ادامه دادند. اما دولت به وعده هایش عمل نکرد و اعتراضات در قالب چادرهای اعتراضی به شهرهای دیگر آلمان کشیده شد. این اعتراضات در روز ۸ سپتامبر ۲۰۱۲ حرکت به سمت برلین را در دو مسیر پیاده و سواره(پرتست مارش به برلین) آغاز کرد، که پس از ۲۸ روز اعتراضات را به پایتخت، بعنوان مرکز سیاسی آلمان برساند. ۹ روز اعتصاب غذای ۲۲ پناهجو در میدان برندنبورگاتور برلین منجر به دومین دور مذاکره با مقامات دولتی گشت. طی این مذاکره طرف دولتی با وعده های پوشالی مجددا موفق به شکستن اعتصاب غذا شد و مذاکره بدون هیچ دستاوردی برای معترضین پایان یافت. سپس اولین کنگره ناشهروندان(پناهجویان) در اول، دوم و سوم مارس ۲۰۱۳ در شهر مونیخ، توسط ناشهروندان(پناهجویان) سازماندهی شد تا آنها تحلیلشان از 'جایگاهپناهجو» در جامعه و چگونگی مبارزات «پناهجویی»" را با دیگر ناشهروندان(پناهجویان) به اشتراک بگذارند.نتیجه حاصله در این کنگره این بود که تغییر اساسی در شرایط زندگی ناشهروندان(پناهجویان)، بدون برخورداری از اقامت قانونی میسر نیست؛ حق ماندن، آزادی تردد، اجازه کار و تحصیل، حق انتخاب محل زندگی، حق انتخاب غذا و در یک کلام، حق تعیین سرنوشت در قبولی پناهندگی خلاصه شده است.

حال سوال بزرگ آن بود که برای رسیدن به جایگاهی برابر و داشتن امنیت زندگی در اینجا «چه باید کرد؟». در اولین قدم سعی به ساختن شبکه هایی برای پیدا کردن راه های ارتباطی میان خود کردیم. طی برگزاری بیش از ۷۰ جلسه منظم با مشارکت ناشهروندان(پناهجویان) که در حدود ۲۰۰ کمپ پناهجویی در ایالت بایرن زندگی می کردند، ریندرمارکت سازماندهی شد.ریندرمارکت پاسخی بود به سوالی که خود آن را طرح کرد، پس ۲۲ جون، همصدا و متحد، اعتراض جمعی مان را در ریندرمارکت آغاز کردیم.

 

رویکرد دولت در برابر اعتصاب غذای ریندرمارکت

 

مرحله اول: استفاده از متد های تجربه شده برای شکستن اعتصاب غذا

 

اولین رویکرد از سوی مقامات دولتی، در روز ۳ شنبه مصادف با چهارمین روز اعتصاب غذا و اولین روز اعتصاب غذای خشک صورت پذیرفت.خانم هاداتاور، وزیر امور و نظم اجتماعی، کار، خانواده و زنان ایالت بایرن با انتشار بیانیه ای، خواستار تشکیل میز گردی متشکل از یک هیئت دولتی و ما ناشهروندان(پناهجویان) در اعتصاب غذای خشک شد. نکاتی در بیانیه مطبوعاتی خانم هاداتاور بعنوان یک فرد مسئول در ساختار دولت وجود دارد، که این نکات گویای سیاست کلی دولت در مواجهه با این اعتراض است. او می نویسد که: «متد میز گرد، تا به امروز توانسته است فضا را آرام کند». مشخصا اشاره وی به دو مذاکره پیشین در ورتسبورگ و برلین است که در طی آنها هئیت دولتی با توصل به وعده های پوشالی، سوء استفاده از ضعف جسمانی حاصل از اعتصاب غذای معتصبین، سوء استفاده از دشواری های ارتباط کلامی ناشهروندان(پناهجویان) برای اتخاد تصمیم جمعی در زمان فشرده مذاکره، عدم تجربه کافی برخی ناشهروندان(پناهجویان) در مواجه با حرفه ای گری سیاسیون و استفاده از ترس واقعی اعتصابیون نسبت به سرنوشت خود، توانسته بود اعتصاب غذا را بی هیچ دستاوردی یشکند. بنابراین دولت به وضوح نشان می دهد که رویکردش به صورت پیشینی نه برای یافتن راه حل، که صرفا در خدمت پاک کردن اصل صورت مسئله است. پس از انتشار این بیانیه، جلسات برای تصمیم گیری درباره چگونگی مواجهه با این مذاکره در میان ما اعتصاب غذاییون شکل گرفت. با بحث و به اشتراک گذاشتن تجربیات گذشته، برای فراروی از دشواری های تحمیل شده از سوی دولت در مذاکرات پیشین، به صورت جمعی توافق کردیم که یک نفر از سمت ما بعنوان پیغامبر در این مذاکره شرکت کند تا مواضع سیاسی ما را به گوش دولت رسانده و پیشنهادات دولت را به ما منتقل کند. این راهکار مورد توافق همه ما بود تا ما، به دور از دشواری های جلسه که از سوی دولت به ما تحمیل می شود و فشارهای فیزیکی و روحی اعتصاب غذا، قادر به اتخاذ تصمیم گروهی نسبت به پیشنهادات دولت باشیم. با باور به اصل سوژگی، پیغامبر اختیار هرگونه تصمیم گیری فردی، رویکرد سیاسی مبتنی بر نظر شخصی وی و حتی ایفای نقش سخنگویی را نداشت، و التزام عملی او به این پرنسیپ ها، مستلزم وجود اعتماد سیاسی میان ما و شخص پیغامبر بود. در جلسه روز سه شنبه شب در چادر، به صورت جمعی توافق کردیم که اشکان خراسانی، که سابقا خود پناهجو بوده است را بعنوان پیغامبر به جلسه مذاکره بفرستیم. روز چهارشنبه، وی با لیست نفرات اعتصاب غذا کننده و با جمله ای در اول این لیست که مطالبه جمعی ما را متذکر شده بود، به جلسه مذاکره فرستاده شد. جلسه در هیئتی ۱۵ نفره با مدیریت رئیس اوبر بایرن و حضور نمایندگان بوندس آمت، سوسیال بایرن، سازمان حمایت از کودکان، شهرداری مونیخ، پلیس و یک نفر از سوی ما(پیغامبر) برگزار شد. همانطور که انتظار می رفت، جلسه با نهایت تلاش هیئت دولتی برای شکستن اعتصاب غذا بی هیچ دستاوردی برای ما، به شیوه های گوناگون پیش رفت. هیئت دولتی با تمسخر اعتصاب غذای خشک، عدم ترجمه کامل گفت و گو ها از زبان آلمانی به انگلیسی برای پیغام بر، ایجاد فضای نابرابر گفتگو و استفاده از قدرت سمبلیک در حین جلسه مانند فریاد کشیدن، قطع گفتگو و در نهایت، عدم پذیرش جایگاه پیغامبر که بی شک، بی احترامی به تصمیم جمعی ما اعتصاب غذا کننده ها بود، نهایت تلاش خود را کرد که اینبار نیز اعتصاب غذا را به هر طور که شده است بی دستاورد بشکند. هئیت دولتی در بسته پیشنهادی خود که شامل ۱- بررسی پرونده پناهندگی اعتصاب غذا کننده ها طی دو هفته آینده، آنهم بدون هیچ ضمانتی و ۲/حمایت پزشکی از اعتصاب غذا کننده ها می شد را بر سر میز مذاکره آورده بود. اما شرط دولت برای اجرای این بسته پیشنهادی، شکسته شدن اعتصاب غذای خشک و نوشیدن آب توسط ما بود. پیغامبر بسته پیشنهادی را طی جلسه از طریق تلفن به ما در چادر اطلاع داد و طی جلسه کوتاهی در چادر، بسته پیشنهادی دولت را با توجه به سابقه دروغ گویی ها در مذاکرات پیشین، بی ارتباط با مطالبه مان، که همانا قبولی پناهندگی مان بود ارزیابی کرده و تصمیم جمعی مان را مبنی بر ادامه اعتصاب غذای خشک به پیغامبر اطلاع دادیم. مدیر جلسه آقای هیلنبراند، رپیس دولت اوبر بایرن با رویکرد راسیستی در جلسه اعلام کرد که: شما غیر اروپایی ها، با زندگی در ساختارهای غیر دموکراتیک، دموکراسی ما در آلمان را درک نمی کنید و یا خانم مایر، رئیس اجتماعی شهر مونیخ گفت: این جلسه راه به جایی نمی برد چرا که پیغامبر و موضع ناشهروندان(پناهجویان) اعتصاب غذا کننده «بیش از حد» سیاسی است.(برای جزئیات بیشتر رجوع شود به نشست مطبوعاتی پس از مذاکره (۱)، که متاسفانه رسانه ها با زیر پا گذاشتن اصل خدشه ناپذیر گردش اطلاعات، از انتشار آن خودداری کردند). در نهایت مذاکره بدون هیچ دستاوردی برای اعتصابیون به شکست انجامید.

 

مرحله دوم: پاک کردن صورت مسئله در فضای سیاسی و رسانه ای

 

مقاومت ما در برابر وعده های پوچ دولت و ادامه اعتصاب غذای خشک، شکستی سنگین برای دولت بایرن به حساب می آمد؛ چرا که دیگر متد های قدیمی و امتحان شده کارساز نبوده و حال وقت آن بود که شیوه های «جدید» با گفتمان رنگ و رو باخته «حقوق بشری» به میدان بیاید. اما این «شیوه های جدید» را می توان دسته بندی کرده و مورد تحلیل قرار داد:

 

۱-۲. دولت «قانون مدار» و مطالبه های «غیر ممکن» ما

نقطه مشترک در مصاحبه ها و بیانیه های مطبوعاتی دولت، حمله به ماهیت مطالبه ی ما و تناقض آن با «قانون» بود. دولت بارها از رسانه های عمومی اعلام کرد که خواسته پناهجویان اعتصاب غذا کننده را مردود می داند چرا که این مطالبه در ظرفیت های قانونی نمی گنجد. در ابتدا باید گفت که استفاده ابزاری از قانون، برای مشروعیت بخشی به مطالبات و یا مردود اعلام کردن آنها، رویکردی مبتنی بر شارلاتانیسم سیاسی است. اعتراضات ناشهروندان(پناهجویان)، دستکم در یک سال و نیم اخیر، جملگی متن قوانینی را هدف گرفته است که سنگ بنای آنها چیزی جز تبعیض نیست. چنین اندیشه ای که معیار سنجش اش صرفا قانون، به مثابه چند خط بر روی کاغذ است، فراموش کرده است که ناشهروندان(پناهجویان) در پیاده روی به سمت برلین، طی بیانیه ای اعلام کردند: به قوانینی که به حرمت انسانی احترام نمی گذارند، احترام نخواهیم گذاشت.(۲) خوب است اشاره کنیم که نداشتن حق کار و تحصیل، محدوده تردد، دیپورت، زندگی اجباری در کمپ ها، بسته خشک غذایی و ... همگی در این کشور قانونی است و دولت از سال ۲۰۱۱ به صورت قانونی از هر پناهجویی ماهیانه بیش از ۹۰ یورو دزدی کرده است. اما فرض که قانون را به رسمیت بشناسیم و بخواهیم در چهارچوب قوانین تبعیض آمیز مبتنی بر سود و سرمایه به این مجادله وارد شویم. با این حال دولت به دروغ در رسانه ها اعلام کرده و می کند که اعطا اقامت قانونی، در اختیارش نیست و رسیدگی به چنین مطالبه ای، مستلرم تغییر قوانین می باشد. در متن قانون پناهندگی، در موارد مختلفی اختیار تام به رئیس ایالت داده شده است که با نظر مساعد وزیر داخله آلمان، اقامت قانونی به پناهندگان داده شود. این اختیار قانونی به دفعات مختلف مورد استفاده قرار گرفته و نمونه های تاریخی آن در دهه گذشته همچنان قابل بازخوانی است.

 

۲-۲. حمایت پزشکی؛ یک روز بعنوان پیشنهادی برای شکستن اعتصاب غذا ، روز بعد در لباس قانون

 

در رسانه ها چهره دروغینی از دولت بازسازی شده بود که گویا دولت، به خصوص پیش از انتخابات ماه سپتامبر، کاری جز نجات دادن جان ما اعتصاب غذا کننده ها ندارد! حمایت پزشکی که دولت در مذاکره اول از آن به عنوان پیشنهادی در قبال شکستن اعتصاب غذای خشک استفاده کرده بود، پس از ناکامی مذاکره، در خدمت این چهره سازی بود که از طرفی دیگر به اهرم فشاری از سوی دولت بر ما تبدیل شد. اولین سوال بی جواب این است که اگر حفظ سلامت ما و بخورداری از حمایت پزشکی وظیفه دولت است، چرا در اولین قدم این وظیفه را مشروط به شکستن اعتصاب غذا می کند؟ سوال دوم و مهمتر آن است که اگر سلامت ما دغدغه اول و آخر دولت بوده و هست، چرا هیچ اقدامی از سوی دولت برای تغییر شرایطی که روزانه جان ما ناشهروندان(پناهجویان) را در کمپ های پناهندگی می گیرید، هزاران خودکشی (قتل دولتی) را رقم می زند و به ناکجا آبادها دیپورتمان می کند صورت نمی گیرد؟ آخر مگر این ما ناشهروندان(پناهجویان) نیستیم که در این شرایط غیر انسانی حاصل از قوانین تبعیض آمیز در حالی زنده مانده ایم که سرنوشتمان در جوهر خودکارهای شما خشک شده است، محل زندگی مان را شما انتخاب می کنید، محدوده ترددمان را شما تعیین می کنید، حتی مارک لباس و غذاهایمان را شما انتخاب می کنی؟ حال چگونه با گستاخی بی مانندی، راه نجاتمان را هم شما برایمان دیکته می کنید؟ جالب آنکه پیش از آنکه دولت به فکر سلامت ما باشد، خود ما کارگروه پزشکی مستقلی را در دومین روز اعتصاب غذا، با حضور دکترهای مستقل ایجاد کردیم(۳) شاید منظورمان را بتوانیم در چند جمله در خصوص این موضوع اعلام کنیم: بیش از ۱۷ ماه است که در عرصه عمل ثابت کرده ایم که در راه مبارزه رهایی بخشمان، برای رهایی خود و دیگر ناشهروندان، نیازی به قیم، دلسوز، ناجی و امثالهم نداریم و در این راه، خرد و آگاهی جمعی مان، مبنای اول و آخر تصمیمات، برای پیشبرد مبارزه بر حقمان بوده و هست.


۳-۲. مانور سیاسی دولت بر سر جایگاه، شخص و رویکرد پیغامبر

 

در چند خط بالاتر توضیح داده شد که بر مبنای چه نوع تحلیلی از جلسات مذاکره و فشارهای فیزیکی و روحی حاصل از آن، جایگاهی به نام پیغامبر در نظر گرفتیم. بی شک به فردی که در این جایگاه قرار داده بودیم اعتماد سیاسی داشته و داریم و وظایف، مسئولیت ها و مواضع وی را ما برایش تعیین کرده بودیم. در ابتدا باید بگوییم که مورد پرسش قرار دادن جایگاه، شخص پیغامبر و مواضع اعلام شده توسط وی، توهین و اهانت به خرد جمعی همه ما ناشهروندان(پناهجویان) اعتصاب غذا کننده است. دولت و رسانه ها ما را همچون ابژه های ناتوانی توصیف می کردند که گویا در چنگال یک هیولا گرفتار آمده و بی هیچ اراده ای به دست پیغامبر رهبری می شویم و یا فریب وی را خورده ایم. هر دو رویکرد به خرد جمعی، آگاهی سیاسی برآمده از تجربه های زیسته مان و در نهایت به تصمیم ما بعنوان سوژه های مبارزه ناشهروندان(پناهجویان) اندک احترامی قائل نیست. گرچه ما چنین رویکردی از سوی دولت را یک امر سهوی و اتفاقی تحلیل نمی کنیم. این خلع سوژگی از ما ناشهروندان(پناهجویان) اعتصاب غذا کننده و خلاصه کردن اعتراض در یک نفر، باعث شد که مبارزه جمعی مان در تیتر رسانه ها و در منظر افکار عمومی،‌ جایش را به رویارویی یک دولت با یک فرد (بعنوان پیغامبر) بدهد، تا پاک کردن هر چه سریعتر صورت مسئله، که همانا مطالبه ما ناشهروندان(پناهجویان) اعتصاب غذا کننده بود، سهل الوصول شود. دروغ پردازی هایی نظیر نقش پیغامبر در تصمیم گیری های ما ناشهروندان(پناهجویان)، جلوگیری پیغامبر از ورود دکتر به داخل کمپ و یا مسدود بودن راه ارتباطی با ما ناشهروندان(پناهجویان) به صرف رویکرد پیغامبر، همه در خدمت استراتژی دولت، برای تخریب ساختار سیاسی ما بود. دولت اینبار با ساختار متفاوتی از سمت ما در مذاکره روبرو شده بود که شیوه های قدیمی اش را بی اثر کرده بود. این چینش نیروها (مجهز بودن به یک پیغامبر) این امکان را به ما پناهجویان می داد، که در برابر تاکتیک های دولت -که جز به شکستن اعتصاب غذا فکر نمی کرد- بیشتر مقاومت کنیم. بنابراین مشروعیت زدایی از پیغامبر و فشار برای دسترسی مستقیم به ما اعتصاب غذا کننده ها به این خاطر بود که دولت متد جدیدی برای شکستن اعتصاب غذا نداشت و چاره ای جز برگرداندن شرایط به گونه ای که متد های اسبق مجددا کارساز شوند در برابر خود نمی دید.

 

۴-۲. دولت اعلام کرد: اکراعتصاب غذایتان را نشکنید، دست و پایتان را می شکنیم

 

روزنامه ها را که از روز 4 شنبه، یعنی دقیقا پس از شکست مذاکره اول دوباره ورق بزنیم، خواهیم دید که مصاحبه های مسئولین بیشتر بوی باتون و گاز اشک آور می دهد تا «نجات» جان ما. پنجشنبه شبه، ۲۷ جون، در جلسه ای غیر رسمی با حضور رئیس دولت اوبر بایرن، نماینده شهرداری و پیغامبر، رئیس پلیس شهر مونیخ اعلام کرد که در صورت عدم «همکاری های لازم» از سوی پیغامبر با مقامات سیاسی، گزینه حمله خشونت آمیز پلیس به کمپ به صورت جدی پیگیری خواهد شد. روز جمعه آقای اوده شهردار مونیخ طی مصاحبه با خبرگزاری شمال بایرن گفت: حمله به کمپ اعتصابیون باید دلیل قانونی داشته باشد، که «هنوز» آن را نداریم.(۴)

در چنین شرایطی بود که روز شنبه، حدود ساعت دو بعد از ظهر، آقای زی هوفر پرزیدنت استان بایرن، وزیر داخله بایرن آقای هرمان و وزیر امور اجتماعی بایرن خانم هاداتاور در مونیخ جلسه ای به عنوان جلسه بحران برگزار کردند و طی نشست مطبوعاتی اعلام کردند که پیشنهاد قابل ملاحظه برای اعتصاب کننده ها ندارند. از طرف این جلسه، دو سیاست مدار حرفه ای، آقایان گلوک و وگل برای دور دوم مذاکرات به ریندرمارکت آمدن و جلسه دوم مذاکره در حالی شکل گرفت، که رویکرد دولت نسبت به جلسه نخست، از نظر سیاسی واترقیده بود. هئیت مذاکره کننده در ابتدا از خود به طور کامل سلب مسئولیت کرد که اساسا توان اجرایی و سیاسی در این حوزه ندارد و به صرف احساسات شخصی به این مذاکره آمده تا اعتصاب غذا را متوقف کند. در برابر شکستن اعتصاب غذا نیز، بدون هیچ تضمینی، تلاش خواهد کرد که به دولت، برای رسیدگی به مطالبات ما اعتصاب کننده ها، توصیه های جدی! کند. از موضع دولت در دور دوم مذاکرات، توسط پیغامبر، که جلسه را موقتی ترک کرده بود و به چادر آمده بود، با خبر شدیم. جلسه ای با مشارکت همگانی، با این استدلال شروع شد که اگر وی به صرف عواطف و احساسات قلبی اش است که پا به مذاکره گذاشته است، چرا توصیه های جدی وی به دولت، مشروط به این است که ما اعتصاب غذایمان را بشکنیم؟ اساسا این گوشزد های دلسوزانه! که از سر احساسات بشر دوستانه! می آید، چرا تا به امروز اتفاق نیافتاده است؟ اگر این توصیه ها انقدر اثر گذار است و هئیت مذاکره کننده تا این حد انسان دوست! هستند، چرا توصیه های جدی شان را گرونگان گرفتنه اند و تلاش می کنند بر سر آن معامله کنند؟ (۵). بنابراین با آگاهی از بازی سیاسی دولت در این مرحله، تصمیم گرفتیم که اعتصاب غذای خشک خود را تا رسیدن به مطالبه مان، که همانا برخورداری از اقامت قانونی است، نخواهیم شکست.

ساعت پنج صبح روز یکشنبه، هیئتی ۳۰۰ نفره از طرف دولت به سمت کمپ فرستاده شد تا پیغام دولت را به طور واضح اعلام کند: سرکوبتان می کنیم!(۶)

 

 

بند پایانی:

 

حال باید گفت که دولت بایرن و در راس آن سیاست گذاران کشور آلمان بار دیگر به همگان نشان دادند که درست زمانی که نتوانند معایب قوانین قرون وسطایی شان را با توسل به گفتگو برطرف سازند، از توسل به هیچ روشی برای حذف معترضین دریغ نخواهند کرد. تناقض آنجاست که ۳۰۰ پلیس ضد شورش مونیخ در حالی با شعار نجات ما اعتصاب غذا کنندگان به چادرهایمان حمله کردند که همه ما توسط آن ها مورد ضرب و شتم قرار گرفتیم و عده ای از ما به بیمارستان و عده ای دیگر، در روز ششم اعتصاب غذای خشک، بی هیچ حمایت پزشکی به زندان رفتیم (۷). همه ما تحت فشارهای مقامات مسئول در حوزه پناهندگی و پلیس های غیر رسمی قرار گرفتیم تا بر علیه پیغامبر شهادت های دروغین بدهیم. گفتنی است که حتی مسئولین پیشنهاد اقامت قانونی در قبال چنین شهادت های دروغینی را به صراحت به زبان می آوردند.

 

در اینجا اعلام می داریم که:

 

۱- در سلامت عقل و روان کامل، بر مبنای باورها و استدلال های سیاسی مان، دست به اعتصاب غذای دسته جمعی در روز ۲۲ جون

در ریندرمارکت مونیخ زده بودیم و هیچ فرد، گروه و یا سازمانی، در هیچ یک از مراحل مبارزه مان ما را مجبور به کاری نکرده است.

 

۲- هرگونه برخورد تلافی جویانه از طرف دولت، با هرکدام از ما، پاسخی جمعی و درخور از سوی ما به همراه خواهد داشت.

 

۳- با وجود تلاش های دولت برای پاک کردن صورت مسئله، آنهم به هر روش غیر انسانی، ما پناهجویان اعتصابی همچنان مسئله مان را حل نشده و از سوی دولت بی پاسخ تشخیص می دهیم و اعلام می داریم که پاسخ مان به مسئله پناهجویان چیزی جز مبارزه ای

جمعی برای به دست آوردن حقوق برابر نیست.

 

۴- اقامت قانونی حق همه ناشهروندان(پناهجویان) است و ما بر آنیم که این حق را محقق کنیم. (۸)

 

پناهجویان اعتصابی مونیخ - ریندرمارکت


۱- ویدئو نشست مطبوعاتی روز سه شنبه ۲۵ ماه جون، که پس از مذاکره اول برگزار شد
۲- بیانیه رسمی ناشهروندان معترض، که خطاب به دیگر ناشهروندان پیش از آغاز راه پیمایی به برلین منتشر شد
۳- بیانیه کارگروه مستقل پزشکی، درباره مسائل پزشکی اعتصاب ریندرمارکت

۴- مصاحبه شهردار مونیخ با روزنامه آبندزایتونگ
۵- ویدئو منتشر نشده از نشست مطبوعاتی که پس از جلسه مذاکره پیغامبر(از سوی ما)  و آقای گلوک و فوگل (از سوی دولت بایرن) برگزار شد.

۶- ویدئو حمله وحشیانه پلیس مونیخ به کمپ، در حالی که وارد روز نهم اعتصاب غذا و ششم از اعتصاب غذای خشکمان شده بودیم.

۷- عکس هایی که نشان می دهد دولت آلمان چگونه «نجات» می دهد
۸- نشست مطبوعاتی ما در ریندرمارکت،۱۰ ساعت پس از جمله و پاکسازی کمپ.

Übersicht | Overview

Eisenhüttenstadt

english "Wir sind schockiert! Nach drei Tagen Lagerwatch-aktion vor dem Abschiebeknast und Lager Eisenhüttenstadt stellen wir fest, dass sich die Situation hier immer mehr verschlechter. Immer mehr Menschen kommen in Abschiebehaft und den Hungerstreikenden Geflüchtenden wird gesundheitsbredrohlicher von tag zu tag und die Aussagen unabhängiger Ärzte wird ignoriert.Sie missbrauchen Ihre Macht und sind nicht gewillt etwas zu ändern." Infos: Klick mich

Heiligenhaus

english "Am Montag, dem 15. Juli 2013 sollten die Refugees, die im Lager in Heiligenhaus wohnen müssen, zwangsweise umziehen. Begründet wurde dies mit festgestellten Mängeln in der Statik der Container, in denen die Leute bislang wohnen mussten. Dies traf auf Widerstand der Bewohner_innen, nicht weil sie die bisherige Unterbringung beibehalten wollten, sondern weil die Alternative in den Augen der Refugees eine Verschlechterung darstellt. Der Plan der Stadt Heiligenhaus war, die Bewohner_innen zwangsweise in eine Schule umzusiedeln, wo für 82 Bewohner_innen nur eine Dusche und vier Toiletten zur Verfügung stehen sollten. Hierbei sollten zwischen sechs und zehn Menschen auf einem Zimmer wohnen! Diese Entscheidung wurde den Leuten vier Tage vor ihrer Umsetzung angekündigt." Mehr Infos: Klick mich

Stuttgart

"Rund 40 Flüchtlinge demonstrieren in Stuttgart gegen ihre Lebensbedingungen im Main-Tauber-Kreis. Die Asylbewerber, die unter anderem aus Afghanistan, Pakistan und dem Irak kommen, campieren seit Mittwoch nahe der Haupteinkaufsstraße in der Landeshauptstadt." Infos: Klick mich

Berlin

"Die Politiker von Berliner Senat und Bund sind dem Gespräch im Flüchtlingscamp am Oranienplatz ferngeblieben. So können die Asylbewerber lediglich ihrem Ärger Luft machen." Infos: Klick mich

Hellersdorf (Berlin)

"Dass die NPD versucht, die Anwohnerproteste gegen ein Flüchtlingsheim, das im Berliner Stadtteil Hellersdorf entstehen soll, für ihre Zwecke zu nutzen, war bald offensichtlich. Denn die »Bürgerinitiative Marzahn-Hellersdorf« hat eine E-Mail-Adresse, die zu einem bekannten rechten Server gehört. Zudem betätigte sich mit Thomas Crull ein nach eigenem Bekunden ehemaliges Mitglied der NPD in der Initiative. Auf einer öffentlichen Bürgerversammlung, bei der sich Bezirkspolitiker den Fragen der Anwohner stellten, meldeten sich unter anderem Sebastian Schmidtke, Landesvorsitzender der Berliner NPD, und seine Lebensgefährtin Maria Fank, Landesvorsitzende des Rings Nationaler Frauen, zu Wort." Mehr Infos: Klick mich

Hamburg

english "Die Gruppe der Geflüchteten Lampedusa in Hamburg fordert die Anerkennung nach §23 des Aufenthaltsgesetzes. Mit der Brief- und Faxkampagne §23 soll diese Forderung gestützt und vielen Menschen die Möglichkeit gegeben werden, sich einfach und praktisch mit einem Zeichen der Solidarität dem Protest anzuschließen. Je größer die Unterstützung aus der Gesellschaft, desto größer ist auch der Druck bei den politischen Verantwortlichen sich ernsthaft mit der Situation auseinanderzusetzen und Wege für eine respektvolle Lösung einzuleiten." Mehr Infos: Klick mich

Nürnberg

"30 Asylbewerber aus Nürnberg machen derzeit mit einem Flüchtlingscamp auf dem Nürnberger Hallplatz auf ihre Lage aufmerksam. Vor gut drei Wochen haben sie zwei Pavillons aufgebaut. Seitdem sind die Zelte Tag und Nacht bewohnt." Mehr Infos: Klick mich

 

INTERVIEW ARASH DOSTHOSSEIN

Info: In der Jungle World ist ein Interview mit Ashkan Khorasani erschienen: Klick mich

Die Junge Welt hat ein Interview mit Arash Dosthossein, der am Protest am Rindermarkt teilnahm, geführt. Wir veröffentlichen hier das komplette Interview. Variante der Jungen Welt : Klick mich

Q: Wie habt Ihr die Räumung des Camps am Sonntagmorgen erlebt?

A: Wir sind schockiert, wie aggressiv und gewalttätig Deutschland im 21. Jahrhundert auf uns reagiert. Die Polizei ist erst einmal ohne Warnung an uns heran geschlichen und hat dann das Camp gestürmt. Wir haben also geschlafen, als plötzlich die Polizei uns attackiert hat. Zuerst hielten wir uns gegenseitig fest. Das hat ungefähr eine Stunde gedauert. Dann ist die Polizei mit Zwang und Gewalt gegen uns vorgegangen und hat uns zum Teil in Handschellen abgeführt.

Q: Offiziell gilt die Version, dass die Polizei das Camp stürmen musste, weil Ärzten der Zutritt verweigert wurde, während sich Menschen konkret in Lebensgefahr befunden hätten...

A: Das haben die Medien berichtet, welche einfach die offizielle Erklärungen übernommen haben. Vor dem Überfall am Sonntag hat die Stadt eine Atmosphäre geschaffen, die den Angriff rechtfertigte, indem sie behauptete, dass für einige von uns Lebensgefahr bestehen würde. Es war aber ein unabhängiger Arzt ständig im Camp. Ab Mittwoch waren bei uns rund um die Uhr unabhängige Mediziner im Camp, die hierzu noch eine Presseerklärung abgeben werden.

Q: Wie haben Sie den Arzt erlebt, der eine unmittelbare Lebensgefahr für einen Hunger- und Durststreikenden diagnostizierte?

A: Dieser Arzt war im Camp. Wir haben ihm aber untersagt, unsere Leute zu untersuchen, weil unabhängige Mediziner am Ort waren. Er hat also die Leute nicht untersucht und trotzdem behauptet, dass für einen von uns Lebensgefahr bestehen würde.

Q: Am Samstagabend kam es noch zu Verhandlungen mit Hans-Jochen Vogel und Alois Glück. Wie sind diese abgelaufen?

A: Die beiden haben uns aufgefordert, den Streik sofort abzubrechen, ohne ein konkretes Angebot zu machen. Sie haben uns lediglich das Wort gegeben, sich in diesem Falle persönlich dafür einzusetzen, dass unsere Verfahren beschleunigt behandelt werden. Wir Non-Citizens haben uns aber schon seit einethalb Jahren zusammengeschlossen und haben auch solch leere Worte bereits öfter gehört. Wir wissen mittlerweile, dass sich der Staat an solche Versprechungen nicht hält.

Q: Wenn man laut offizieller Version das Camp gestürmt hat, um Leben zu retten: War das Verhalten der Polizei diesem Ziel angemessen?

A: Mit dieser Aktion wurden die Menschen erst in Gefahr gebracht. Ähnliches hat man in der Türkei vor einigen Jahren bei Hungerstreikenden im Gefängnis praktiziert: Man unterbindet die Hungerstreiks mit aller Gewalt und nennt die Aktion "Zurück in das Leben", obwohl dabei mehrere Menschen umgekommen sind. Das ist eigentlich nur ein Spiel mit Wörtern.

Q: Die offizielle Begründung war also eine humanitäre Aktion, in Wahrheit wurde bewusst mit Gewalt vorgegangen, um vor weiteren Aktionen dieser Art abzuschrecken?

A: Das ist richtig. Ich habe den Eindruck, dass dergleichen und auch die anschließende, ausgesprochen rüde Behandlung der Hungerstreikenden in ihren Zellen in Deutschland mittlerweile zum Normalzustand geworden sind. Ich wurde in den letzten einethalb Jahren 13 bis 15 mal festgenommen und jedes mal war die Behandlung durch die deutsche Polizei die gleiche.

Q: Offiziell wird angenommen, dass euer Sprecher Ashkan Khorasani die Aktion benutzt hat, um sich selbst als politischer Führer zu stilisieren...

A: Diese Erklärung ist natürlich Unsinn. Unsere Forderungen sind deswegen politisch, weil sie von Natur aus politisch sind.

Q: Eure Erklärungen sind nicht nur Verlautbarungen über eure unmittelbare Situation als Flüchtlinge, sondern auch Analysen von links...

A: Es gibt keinen Kampf ohne linke Inhalte, weil jeder Kampf letztendlich ein Klassenkampf ist. Auch Leute, die nicht mit linken Ideen in unseren Kampf treten, werden durch die Praxis sehen, dass es ein linker Kampf ist.

Q: Ist die EZLN in Mexiko ein Vorbild für Euch?

A: Wir untersuchen die Erfahrungen der internationalen Bewegungen und ihre Theorien. Für unseren Kampf haben wir aber unabhängige Theorien und Ansichten.

Q: Ihr habt Euch in Euren Erklärungen zum Hungerstreik auf Bobby Sands und Holger Meins bezogen. War das kontraproduktiv oder seht Ihr Euch tatsächlich in dieser Tradition?

A: Wir haben damit der Polizei ein Argument in die Hand gespielt, das Camp zu stürmen, in diesem Sinne hat uns das nicht genutzt. Andererseits wusste damit die Stadt, dass sie es mit Leuten zu tun hat, die auf die Straße nicht gehen, um zu betteln, sondern um zu kämpfen. Wir haben keine Alternative zum Kampf. Wenn wir nicht kämpfen gibt es eigentlich nur zwei Optionen: Auf die Abschiebung zu warten oder sich gleich umzubringen.

Q: Mehrere von Euren Leuten im Camp waren konkret von Abschiebung bedroht. Hat sich an deren Situation nun etwas geändert?

A: Es hat sich einiges bewegt: Eine Abschiebung wurde bereits verhindert und es steht zur Zeit auch nicht zur Diskussion, weitere Leute von uns abzuschieben.

Q: Der bayerische Innenminister hat verlautbaren lassen, dass Euer Sprecher Ashkan Khorani Leute zu einem Hungerstreik instrumentalisiert hat, die gar nicht begriffen haben, um was es dabei geht. Ist das nicht eine Aussage, die im Grunde rassistisch ist?

A: Natürlich ist so eine Bemerkung durch und durch rassistisch. Auch die Süddeutsche Zeitung hat über uns gerätselt, wie es möglich sei, dass Asylsuchende wissen, wer Holger Meins war. Ich komme zwar aus Persien, fordere aber den Autoren auf, mit mir über 68er Bewegung in Deutschland und die Mai-Revolution in Frankreich zu diskutieren. Dann kann man ja sehen, wer von uns sich darüber besser auskennt.

Q: Ich war am Samstagnachmittag bei Eurem Camp und habe dort den für die Münchner Fußgängerzone typischen Wohlstandspöbel erlebt. Wie habt Ihr die Reaktionen auf Eure Aktion aufgefasst?

A: Wir haben in den letzten einethalb Jahren In Deutschland sehr viele böse, aber auch sehr gute Reaktionen erlebt. Unsere Forderungen werden sowohl von politischen Gruppen und Gewerkschaften unterstützt.

Q: Habt Ihre konkrete Unterstützung von den Gewerkschaften erfahren?

A: Wir haben von den Gewerkschaften keine direkte Unterstützung erhalten, aber viele Leute, die uns unterstützt haben, waren Gewerkschafter. Wenn wir die Mittel hätten, um mit der gesamten deutschen Gesellschaft zu kommunizieren, könnte ich mir vorstellen, dass die große Mehrheit auf unserer Seite wäre.

Q: Der zentralen Perversion im Kapitalismus, dass die Dinge über den Menschen stehen, sind die Non-Citizens, die nicht einmal legal ihre Arbeitskraft zu Markte tragen dürfen, am stärksten ausgesetzt...

A: Natürlich. Ein Stück Papier namens Pass macht mich hier erst zum Menschen, der überhaupt erst Rechte hat: Die Aufenthaltserlaubnis, die Erlaubnis mich frei zu bewegen, auf die Schule zu gehen, zu studieren.

Q: Die Non-Citizens sind in Deutschland sozial das schwächste Glied. Jetzt macht aber der deutsche Staat die Entdeckung, dass die Schwächsten gar nicht so schwach sind. Wie geht es den Leuten, die diese Erfahrung gemacht haben?

A: Die Non-Citizens sind nicht das schwächste Glied in der Gesellschaft, sondern die unterste Schicht der Arbeiterklasse. Das ist keine Schwäche, sondern ein Kampf um Rechte, der zu ihrem Leben gehört, weil sie nicht anders handeln können. Nach unserer Analyse sind die Non-Citizens radikal, weil sie etwas gewinnen wollen und nichts zu verlieren haben. Dieser Kampf ist das Mittel, um zu überleben.

Der Grund, warum die Leute aus ihren Ländern fliehen ist in der kapitalistisch-imperialistischen Weltordnung zu suchen. Darüber muß man sich erst einmal klar werden. Wenn Deutschland illegal Waffen in alle Welt exportiert, dann muß es auch darauf gefasst sein, dass die Leute auch hier herkommen, die unter menschenwürdigen Bedingungen hier leben wollen. Wir denken nicht, dass der deutsche Staat das Recht hat, uns den Aufenthalt zu verweigern. Ich bin im Iran mit Geräten Made in Germany gefoltert worden. Ich habe an meinem Körper noch diese Narben.

Q: Sie sind also im Iran nachweislich gefoltert worden und Ihr Asylantrag ist nicht genehmigt?

A: Ich bin kein Einzelfall. Viele Leute, die gefoltert worden sind, haben in Deutschland bisher keine Aufenthaltsgenehmigung bekommen.

Q: Wie geht es bei Euch weiter?

A: Auf diese Frage kann ich schlecht eine Antwort geben, weil wir uns gerade in einer Diskussionsphase über unsere nächsten Pläne befinden. Aber der nächste Plan wird nicht sehr lange auf sich warten lassen.

Anti-Repressions Arbeitsgruppe | Anti-Repression Workgroup

English below:

-- Bei Fragen rund um Repression, Polizeigewalt, Inhaftierung - spätestens
wenn ihr Post von Staatsanwaltschaft oder Polizei bekommt: medlet euch bei
uns!

ادامه مطلب: Anti-Repressions Arbeitsgruppe | Anti-Repression Workgroup